براساس شواهد موجود، اولين طرحهاي قالي منطقه نايين از اصفهان و بيشتر از تهران (مرکز هنرهاي زيبا) به صورت مدادي تهيه شده و در نايين رنگ آميزي مي شد. البته هنر رنگ و نقطه نمودن نقشه قالي نيز توسط مردي به نام مدرسي که از يزد به نايين آمده و در ضمن اولين عکاسي اين شهر نيز بود، به نايين راه يافته است.
اصلي ترين طرح هاي مورد استفاده در فرش نايين طرح هاي شناخته شده يي نظير شاه عباسي، لچک ترنج با استفاده از ترکيبات اسليمي، ختايي و به طور کلي نقوشي است که با سنتي ترين طرح هاي ايراني بستگي دارد. استفاده ي مناسب از طرح هاي سنتي همراه با رنگ آميزي خاص فرش هاي نايين، هويتي خاص و جهاني براي اين فرش ها تأمين کرده است. از نقوش سنتي ديگري که از آنها استفاده هايي هنرمندانه در فرش نايين شده است مي توان به نقش گنبد (سقفي)، حاج خانمي، درختي، قابي، محرابي، محرمات، افشان، لچک ترنج و کتيبه يي و تاريخي اشاره کرد.
با آن که کوچکي شهر و محدوديت و سابقه ي اندک توليد، مانع از آن است که از طراحي گسترده و طراحان صاحب نام و متعدد، نظير آنچه در اصفهان و تبريز ديده مي شود سراغ بگيريم، بايداذعان کنيم که توليد کنندگان و طراحان فرش نايين، زيباترين و دلپذيرترين موارد استفاده و بازسازي طرح هاي رايج در مناطق قالي بافي ديگر را برفرش خويش نشان داده اند. با اين وصف برخي زمزمه هاي سال هاي اخير، داير بر يکنواخت بودن فرش هاي نايين، توليد کنندگان اين فرش را بر آن داشت که به ايجاد برخي نوآوري ها و استفاده از نقوش متنوع تر دست بزنند، که از جمله ي آنها، علاوه بر استفاده ي بيشتر از نقوش سنتي، بافت فرش هاي کناره، دايره، شش گوش، و هشت گوش است. در غالب اين طرح ها، ظرافت و پرکاري قلم طراحان ناييني، روح و هويت خاص فرش هاي نايين را تضمين کرده است.
نتايج تحقيقات به عمل آمده نشان دهنده آن است که کليه طرحهاي مورد استفاده در بيشتر مناطق قاليبافي کشور (به استثناي طرحهاي خاص برخي از مناطق) در نايين مورد استفاده بوده و معرفي تمامي طرحهاي به کار رفته در فرش اين منطقه، نيازمند معرفي غالب طرحهاي مشخص قاليهاي کشور مي باشد. با اين وجود طرحهاي قاليهاي نايين عمدتاً بصورت لچک و ترنج بوده و استعمال ساير طرحها کاربرد کمتري دارد. با توجه به طرح و نقش قالي هاي قديمي موجود در نايين و اظهارات صاحبنظران مي توان طرحهاي اصيل فرش اين منطقه را چنين برشمرد: لچک و ترنج، افشان، برگردان، ابري، ماهي درهم، خشتي، شکارگاه اژدري، پنجه گرگي، حاشيه حاج احمدي، قاب قلمدون، بند اسليم، و از ديگر طرحهاي جديدتر مورد استفاده در اين منطقه مي توان از: طرحهاي مهندسي و گنبدي، قاب درختي، بته جقه، گل فرنگ و نقشه غلط نام برد.
لکن با وجود تمامي نقوش مذکور، مهمترين و اصلي ترين طرح مورد استفاده در اين شهرستان همان لچک و ترنج بوده و از تنوع بسيار بالايي برخوردار است و اصولاً فرش نايين به لچک و ترنج شناخته شده است. شايد به دليل استفاده شديد از اين قالب باشد که قالي اين منطقه به عنوان فرش زير پايي معروف شده است. در بررسي نقوش مختلف به کار رفته در قالي نايين به نتايج زير مي رسيم:
1. تمايل شديد به سوي طبيعت و گل و گياه: در قالي اين منطقه استفاده از نقوش ختائي و شاه عباسي و گل و برگهاي طبيعي به وفور ديده مي شود. و اين دليل جغرافياي کويري منطقه و عدم دسترسي به چنين زيباي هايي در طبيعت اطراف باشد. چنانکه در تاريخ و هنر جهان نيز شاهديم که بشر آنچه را که در آرزوي آن است در قالب هنر وارد محيط زندگي خود مي نمايد.
موضوع مستتر در سراسر آنها مفهوم ديرينه باروري است، و همه عناصر از وفور بازتاب طبيعت و يک باروري حکايت مي کنند که در باغ سر سبز، يا در باغ بهشت ممکن است يافت شود. اين همان چيزي است که سرزمين نيمه خشک ايران در آرزوي آن بسر مي برد. اگر چه بندرت به آن دست مي يابد. چنين نمادي در يک شهر کويري مانند نايين، که در سر حد بقاء وتهديد حرارت صحرايي داغ و بي حاصل بوده است، معنايي بس گيرا بخود مي گيرد.
2. عدم تمايل به شمايلگري: يکي از مشخصات اساسي نقوش قالي نايين عدم تمايل آن به سوي شماليگري است. در نمونه هاي بسيار نادري نيز که هم اکنون ديده ميشود، ضعف شديد در کار تمام شده، موجب عدم تمايل به ادامه اين کار شده و اين در شرايطي است که درمناطق همجوار اين منطقه، مراکز چهره بافي چون اصفهان وجود دارد. در پاسخ دليل اين مطلب به نتايج زير دست يافته ايم.
1. 2) وجود محدوديت شديد رنگي در رنگ بندي قالي نايين: بافت چهره نياز به تنوع رنگي بسيار بالا و حساسي دارد و اين در شرايطي است که ترکيب رنگ قالي نايين از مدويت خاصي برخوردار است.
2. 2) عدم توانايي تکنيک بافت منطقه: تنها گره مورد استفاده در اين منطقه نامتقارن، آنهم عمدتاً بصورت جفتي بافي است، در صورتيکه مي دانيم براي بافت چهره نياز به استفاده از چندين نوع گره و تکنيک مختلف بافت جديد ايجاد ظرافتهاي موجود در فرم و رنگ چهره مي باشد.
3. 2) عدم وجود برنامه و يا آموزشهاي لازم جهت ارتقاء سطح دانش بافندگان در زمينه تکنيکهاي مختلف بافت: امروزه نيز چون گذشته در نايين بافندگان تنها آموزش نحوه بافت از استادکاران و بدون هيچ نوع دخل و تصرفي آنرا به کار مي گيرند.
4. 2) عدم نظارت طراحان بر روند بافت: در نايين غالباً طراحان پس از طراحي هيچ نوع نظارتي برروند جريان بافت نداشته و عملاً ارتباطي بين اساتيد طراح و بافنده وجود ندارد و اين نکته با توجه به عدم آشنايي بافندگان با فرم و رنگ صحيح نقوش حساسي چون چهره، سبب بروز مشکلات عمده اي مي گردد.
5. 2) نگرش اقتصادي صرف، نسبت به مسئله قالي در فرهنگ ناييني: بدين معنا که در اين شهرستان عدم وجود زمينه هاي صنعتي، کشاورزي و دامپروري در سطح وسيع، سبب اتکاء اقتصاد منطقه بر هنر، صنعت قالي شده است و در چنين شرايطي تنها با وجود بازار فروش و ارزش افزوده به ميزان لازم، ديگر نيازي به ايجاد تحول درنقوش و ساير مراحل توليد ضروري به نظر نمي رسد.